الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
70
الغدير ( فارسى )
صاحب در زير رقعه نوشت : - گوا رايت باد گوارا ، خورشيد روزت باد و ماه شب . - او را محسن نام گذار و ابو الرجا بخوان . 40 - أوسى . او قصيدهء بائيهاى در مدح صاحب سرود و در برابرش خواند ، چون بدين بيت رسيد : - چون به سويت تاختم ، ماديانم از ماه آسمان نعل بست و از ستارگان ميخ . صاحب به دو گفت : مهر ، مذكر است ، چرا مؤنث آوردى ؟ و از چه بدر آسمان را به نعل مانند كردى كه به نعل نمىماند ؟ اگر با هلال مانند ساخته بودى ، بهتر بود ، چه هلال بر هيأت نعل است . أوسى در پاسخ گفت : اما در باب تأنيث مهر ، چون مؤنث آن را كه مهره است ، منظور داشتم ، و اما تشبيه نعل به ماه آسمان ، چون نعل تمام كف به كار بسته بودم . 41 - ابراهيم بن عبد الرحمن معرى . وى نيز صاحب را با قصيدهاى ثنا گفته كه از آن جمله است : - حق چهره گشود و راه روشن گشت براى آن كس كه چشم دارد و بيند يا دل دارد و فهمد . - همان سان كه خورشيد از پس ابر چهره گشايد و جهان را به نور خود آرايد . - با سالار بزرگ ، صاحب ، شرق و غرب گيتى ، خندان و خرم گشت . 42 - محمد بن يعقوب ، از پيشوايان علم نحو ، به خدمت صاحب نوشت : - با وزير بگو كه خداوندش بر نعمت پايدار دارد و قضا و قدر او را به خدمتگزارى مفتخر سازد . - بردهء خود را بركشيدى و فرزندى پسر به دو بخشيدى ، اينك او را با نامى از نامهاى عرب افتخار بخش . - اگر باز هم لطف فرموده با دادن لقب او را تشريف بخشى ، با كرم بارانگونهء خود ، بوستان را خرم ساختهاى . - سايهات پيوسته و گسترده باد كه از ميان پيوستهها و گستردهها بهترين است .